تبليغاتX
"جعبه كليپهاي خفن موبايل"

در ادامه مطلب


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در سه شنبه 1388/03/12ساعت 16:47 توسط مهرداد پرسپولیس| |
ميرحسين موسوي نخست وزير سابق و نامزد انتخابات رياست جمهوري برنامه خود را در زمينه "دولت الكترونيك" اعلام كرده است. در اين برنامه تاكيد شده دولت او امكان دسترسي رايگان تمام مردم به اينترنت درسراسر كشور را فراهم خواهد كرد و خدمات اينترنت پرسرعت نيز در اختيار همه كاربران قرار خواهد داد.
اين برنامه بخشي از برنامه اقتصادي آقاي موسوي است كه تاكنون انتشار يافته است.در اين بخش از برنامه، آقاي موسوي اعلام كرده كه رويكرد مربوط به فيلترينگ را"به منظور تامين آزادي بيان و حفظ حريم خصوصي افراد و ملاحظات فرهنگي و اجتماعي" تغيير خواهد داد.
بنابر اين برنامه، ضوابط و مقررات شفافي تهيه مي شود كه در آن سياست ها، مصاديق و اولويت ها كشور در حوزه فيلترينگ طوري روشن شود كه از سوي كاربران و نهادهاي صنفي نيز قابل پيگيري و نظارت باشد.

بقيه در ادامه مطلب


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در شنبه 1388/03/09ساعت 17:7 توسط مهرداد پرسپولیس| |
ملا میخواست زن بگیرد. همسایه ها از زنی بسیار تعریف کردند که ملا ندیده عاشق شد. مخصوصا از چشمهای شهلایش بسیار وصف کردند. عاقبت ملا تسلیم شده او را عقد کرد. در شب عروسی خربزه ای خریده به خانه آورد

بقيه در ادامه مطلب

 


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/07ساعت 19:19 توسط مهرداد پرسپولیس| |
با اینکه بیش از ده روز از پایان جنگ گذشته بود، ولی هنوز جشن و سرور در شهر کوچک مرزی به حدی بود که تشخیص روز دهم با روزی که صلح آغاز شده بود، بدون کمک تقویم مشکل بود. آرایشگاهها اصلاح مو را برای سربازان با پنجاه درصد تخفیف و اصلاح صورت را رایگان انجام می دادند و رستورانها میزهایی که مملو از دسرهای مقوی بود را در کنار درب خروج تدارک دیده بودند. تمام اهالی شهر کوچک، شاد و پر جنب و جوش بودند. حتی (عمو مهربون) که محبوب تمام بچه های شهر بود و تا چند روز دیگر هشتاد سالش تمام می شد، عصا را کنار گذاشته بود و صورتش را هر روز می تراشید و مثل همیشه- چون کسی را نداشت- تمام حقوق باز نشستگی اش را صرف خرید شکلات برای بچه ها می کرد. هنگام عصر، تقریبا همه شهروندان با لباسهای مرتب و زیبا، در تنها میدان کوچک شهر برای جشن جمع شده بودند. این جشن کوچک، برنامه ای بود که طی این چند روز، هر روز پیاده می شد. حتی خانواده هایی که سربازی از دست داده بودند، یا هنوز از سربازشان بی خبر بودند نیز در این جشن کوچک عمومی شرکت می کردند. زمان زیادی نگذشته بود
ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در دوشنبه 1388/03/04ساعت 17:14 توسط مهرداد پرسپولیس| |
مرد قهوه چی متوجه رفتار آشنای او شده بود، حتی از نشستن پیرمرد روی میزی که نزدیک پیشخوان بود و معمولا جز دوستان کسی از آن استفاده نمی کرد، کمی متعجب شده بود. جلو رفت و گفت:
- سلام قربان، چی میل دارین؟
- سلام، همون همیشگی لطفا
او کاملا متعجب شد و کمی فکر کرد، در عرض چند ثانیه تمام بستگان دور ، دوستان، همسایگان و حتی معلمهای دوران تحصیلش را هم دوره کرد ولی پیرمرد حتی به هیچ کدام از آنها شبیه هم نبود.- ببخشید آقا من شما رو به جا نیاوردم، همیشه چی سفارش می دادین؟! چند وقت است که به اینجا نیامدین؟! شما منو میشناسین؟!
پیرمرد هیچ عکس العملی نشان نداد، حتی به او نگاه هم نکرد ولی پس از چند ثانیه گفت:
-لطفا اشتباه منو ببخشید، آخه می دونید،شما خیلی شبیه آخرین باری هستید که من پدرتون رو دیدم، لطفا دو تا قهوه بدین،یکی تلخ، یکی شیرین.
قهوه چی جوان که موهایش زودتر از موعد جو گندمی شده بود مات و مبهوت بود، می خواست به پشت پیشخوان برود ولی پاهایش از او فرمان نمی گرفتند، می خواست چیزی بگوید، چندین و چند سوال بپرسد ولی نمی توانست. پیر مرد متوجه مکس او شد، سرش را بالا گرفت و گفت:

ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در دوشنبه 1388/03/04ساعت 17:14 توسط مهرداد پرسپولیس| |

يك روز كارمند پستي كه به نامه‌هايي كه آدرس نامعلوم دارند، رسيدگي مي‌كرد، متوجه نامه‌اي شد كه روي پاكت آن با خطي لرزان نوشته شده بود؛ نامه‌اي به خدا.
با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند. در نامه اينطور نوشته شده بود:

بقيه در ادامه مطلب


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در دوشنبه 1388/02/21ساعت 16:22 توسط مهرداد پرسپولیس| |

مردی هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم هم حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی از طلا بود و یکی از نقره. اما مرد گدا همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد.
این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می‌دادند و مرد گدا همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد.

بقيه در ادامه مطلب


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در دوشنبه 1388/02/21ساعت 16:20 توسط مهرداد پرسپولیس| |

صدای زنگ تلفن - دخترک گوشی رو بر میداره - سلام . کیه؟
- سلامدختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده
بهش!
- نمیشه! –
چرا؟
- چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشون
بستن! ...

 بقيه در ادامه مطلب


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در جمعه 1388/02/18ساعت 18:10 توسط مهرداد پرسپولیس| |
یك شركت امنیتی هلندی بر پایه مطالعات جدید خود اعلام كرد، مجرمان اینترنتی این روزها حاضرند با پرداخت هزاران دلار گوشی 1100 نوكیا كه دیگر تولید نمی‌شود و روی آن یك نرم‌افزار آسیب‌پذیر نصب شده است را خریداری كنند. این نرم‌افزار به هكرها امكان می‌دهد تا به حساب‌های آنلاین كاربران دسترسی پیدا كنند.

بقيه در ادامه مطلب


 


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در جمعه 1388/02/18ساعت 14:58 توسط مهرداد پرسپولیس| |

در شهری در آمریكا، آرایشگری زندگی می‌كرد كه سالها بچه‌دار نمی‌شد.او نذر كرد كه اگر بچه‌دار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان كار، هنگامیكه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد

بقيه در ادامه مطلب


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در جمعه 1388/02/18ساعت 14:37 توسط مهرداد پرسپولیس| |

برزو ارجمند 1354/1/7 مشهد

ساناز سماواتی 1350/1/8 تهران

سارا خویینی ها 1353/1/1

خشایار اعتمادی 1350/1/11 تهران

ژاله صامتی 1351/1/14 تهران

بقيه در ادامه مطلب


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/16ساعت 12:25 توسط مهرداد پرسپولیس| |

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…

 بقيه در ادامه مطلب


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/16ساعت 12:24 توسط مهرداد پرسپولیس| |

ساسان یافته ملقب به ساسی مانكن.ساسی مانكن در 12 آبان 1366 در اهواز متولد شدند و هم اكنون در كرج زندگی میكنند. تحصیلات وی دانشجوی رشته مهندسی میكانیك. ساسی از 17 سالگی شروع به خوندن رپ كرد و كار رپ حرفه ای رو از 5 سال پیش در پی گرفت.


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در یکشنبه 1388/02/13ساعت 21:48 توسط مهرداد پرسپولیس| |

۱- ای رامین بدبخت دلت بسوزه همون دختری که به تو نخ نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم

۲- من بدجوری عاشقش شدم . اگه این خوشکله با من دوست بشه من همه ی دوست دخترهام رو کنار میگذارم
بقيه در ادامه مطلب


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در یکشنبه 1388/02/13ساعت 21:47 توسط مهرداد پرسپولیس| |
خانم حميدي براي ديدن پسرش مسعود ، به محل تحصيل او يعني لندن آمده بود‎. او در آنجا متوجه شد كه پسرش با يك هم اتاقي دختر بنام Vikki ‎ زندگي ميكند. كاري از دست خانم حميدي بر نمي آمد و از طرفي هم اتاقي مسعود هم خيلي خوشگل بود.

او به رابطه ميان آن دو ظنين شده بود و اين موضوع باعث كنجكاوي بيشتر او مي شد.

بقيه در ادامه مطلب


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در جمعه 1388/01/28ساعت 18:45 توسط مهرداد پرسپولیس| |

عشق مثل شاپرک می مونه، اگه ولش کنی میره، اگه محکم بگیریش می میره!

سفر برایم هیچ چیز به جز دلتنگی ندارد. اما زمانی به من آموخت برای بهتر دیدن عظمت و شکوه هر چیز باید قدری از آن دور شد!

بقيه در ادامه مطلب


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در شنبه 1388/01/22ساعت 21:0 توسط مهرداد پرسپولیس| |
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

بقیه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در جمعه 1388/01/14ساعت 18:17 توسط مهرداد پرسپولیس| |

فروردين


سمبل : قوچ

عنصر: آتش

سياره : مريخ

عضو آسيب پذير :سر

روز اقبال : سه شنبه

اعداد شانس : 6 ، 9

سنگ خوش يمن: الماس

رنگ : قرمز

فرورديني ها در پي عشق آتشين و پر شورترين عشق ممكن اند

او خود به خود جنس مخالف را جذب مي كند . لذتهاي جسماني براي او

بسيار اهميت دارد و گاه احساس مالكيت شديدي نسبت به معشوق خود

را دارد

 

بقيه در ادامه مطلب


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در یکشنبه 1387/10/01ساعت 18:11 توسط مهرداد پرسپولیس| |
, LENZ , Akhbar , Computer , weblog , persian , photo , CRACK , Crack , crack , serial , News,
ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در چهارشنبه 1387/09/27ساعت 20:5 توسط مهرداد پرسپولیس| |

1.  روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

 

2.  سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

 

3. وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

 

بقيه در ادامه مطلب


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در یکشنبه 1387/09/03ساعت 19:30 توسط مهرداد پرسپولیس| |

1- ستاره: شبا میاد بیرون ؛
به همه چشمک میزنه!!

۲- سحر: دم صبح میاد ؛
معلوم نیست شب قبل کجا بوده !!

بقيه در ادامه مطلب


ادامــه مـطـلـب

نوشته شده در یکشنبه 1387/08/26ساعت 21:25 توسط مهرداد پرسپولیس| |