اين برنامه بخشي از برنامه اقتصادي آقاي موسوي است كه تاكنون انتشار يافته است.در اين بخش از برنامه، آقاي موسوي اعلام كرده كه رويكرد مربوط به فيلترينگ را"به منظور تامين آزادي بيان و حفظ حريم خصوصي افراد و ملاحظات فرهنگي و اجتماعي" تغيير خواهد داد.
بنابر اين برنامه، ضوابط و مقررات شفافي تهيه مي شود كه در آن سياست ها، مصاديق و اولويت ها كشور در حوزه فيلترينگ طوري روشن شود كه از سوي كاربران و نهادهاي صنفي نيز قابل پيگيري و نظارت باشد.
بقيه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
بقيه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
ادامــه مـطـلـب
- سلام قربان، چی میل دارین؟
- سلام، همون همیشگی لطفا
او کاملا متعجب شد و کمی فکر کرد، در عرض چند ثانیه تمام بستگان دور ، دوستان، همسایگان و حتی معلمهای دوران تحصیلش را هم دوره کرد ولی پیرمرد حتی به هیچ کدام از آنها شبیه هم نبود.- ببخشید آقا من شما رو به جا نیاوردم، همیشه چی سفارش می دادین؟! چند وقت است که به اینجا نیامدین؟! شما منو میشناسین؟!
پیرمرد هیچ عکس العملی نشان نداد، حتی به او نگاه هم نکرد ولی پس از چند ثانیه گفت:
-لطفا اشتباه منو ببخشید، آخه می دونید،شما خیلی شبیه آخرین باری هستید که من پدرتون رو دیدم، لطفا دو تا قهوه بدین،یکی تلخ، یکی شیرین.
قهوه چی جوان که موهایش زودتر از موعد جو گندمی شده بود مات و مبهوت بود، می خواست به پشت پیشخوان برود ولی پاهایش از او فرمان نمی گرفتند، می خواست چیزی بگوید، چندین و چند سوال بپرسد ولی نمی توانست. پیر مرد متوجه مکس او شد، سرش را بالا گرفت و گفت:
ادامــه مـطـلـب
يك روز كارمند پستي كه به نامههايي كه آدرس نامعلوم دارند، رسيدگي ميكرد، متوجه نامهاي شد كه روي پاكت آن با خطي لرزان نوشته شده بود؛ نامهاي به خدا.
با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند. در نامه اينطور نوشته شده بود:
بقيه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
مردی هر روز در بازار گدایی میکرد و مردم هم حماقت او را دست میانداختند. دو سکه به او نشان میدادند که یکی از طلا بود و یکی از نقره. اما مرد گدا همیشه سکه نقره را انتخاب میکرد.
این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد میآمدند و دو سکه به او نشان میدادند و مرد گدا همیشه سکه نقره را انتخاب میکرد.
بقيه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
صدای زنگ تلفن - دخترک گوشی رو بر میداره - سلام . کیه؟
- سلامدختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده
بهش!
- نمیشه! –
چرا؟
- چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشون
بستن! ...
بقيه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
بقيه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
در شهری در آمریكا، آرایشگری زندگی میكرد كه سالها بچهدار نمیشد.او نذر كرد كه اگر بچهدار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچهدار شد! روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان كار، هنگامیكه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازهاش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد
بقيه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
برزو ارجمند 1354/1/7 مشهد
ساناز سماواتی 1350/1/8 تهران
سارا خویینی ها 1353/1/1
خشایار اعتمادی 1350/1/11 تهران
ژاله صامتی 1351/1/14 تهران
بقيه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…
بقيه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
ساسان یافته ملقب به ساسی مانكن.ساسی مانكن در 12 آبان 1366 در اهواز متولد شدند و هم اكنون در كرج زندگی میكنند. تحصیلات وی دانشجوی رشته مهندسی میكانیك. ساسی از 17 سالگی شروع به خوندن رپ كرد و كار رپ حرفه ای رو از 5 سال پیش در پی گرفت.
ادامــه مـطـلـب
۱- ای رامین بدبخت دلت بسوزه همون دختری که به تو نخ نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم
۲- من بدجوری عاشقش شدم . اگه این خوشکله با من دوست بشه من همه ی دوست دخترهام رو کنار میگذارم
بقيه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
او به رابطه ميان آن دو ظنين شده بود و اين موضوع باعث كنجكاوي بيشتر او مي شد.
بقيه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
عشق مثل شاپرک می مونه، اگه ولش کنی میره، اگه محکم بگیریش می میره!
سفر برایم هیچ چیز به جز دلتنگی ندارد. اما زمانی به من آموخت برای بهتر دیدن عظمت و شکوه هر چیز باید قدری از آن دور شد!
بقيه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
بقیه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
فروردين
سمبل : قوچ
عنصر: آتش
سياره : مريخ
عضو آسيب پذير :سر
روز اقبال : سه شنبه
اعداد شانس : 6 ، 9
سنگ خوش يمن: الماس
رنگ : قرمز
فرورديني ها در پي عشق آتشين و پر شورترين عشق ممكن اند
او خود به خود جنس مخالف را جذب مي كند . لذتهاي جسماني براي او
بسيار اهميت دارد و گاه احساس مالكيت شديدي نسبت به معشوق خود
را دارد
بقيه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
ادامــه مـطـلـب
1.
روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن
2.
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه
بيفتند
3. وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين
بقيه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
1- ستاره: شبا
میاد بیرون ؛
به همه چشمک میزنه!!
۲- سحر: دم صبح میاد ؛
معلوم نیست شب قبل کجا بوده !!
بقيه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب


